خرید بک لینک
امسال از همون روز که سال تحویل شد، عیددیدنی های ما هم شروع شد

امسال هر جا رفتیم و هر مهمانی که خانه مان آمدند را نیک نگریستم

امسال دیدم آدم ها هر کدام یک قهرمانند

امسال به چهره ها نگاه کردم

به خطوط جدید ایجاد شده روی چهره ها چشم دوختم

به چشم ها نگریستم و ار ورای چشم ها وارد نهان خانه دل آرم ها شدم و دیدم عجب غوغایی برپاست

امسال همزمان با برداشتن شیرینی نخودچی به دست ها خیره شدم

امسال دیدم هر خانه خودش داستانی دارد

دیدم زندگی ها عجب عجیب است

همزمان بزم عروسی و شادی و شعف حاصل از آن بود و بیماری که به جان بزرگتر فامیل افتاده بود و شیره جانش را مکیده بود

ولی در نهایت دیدم زندگی همین است:

شادی امروز و امید داشتن به فردا

همین و بس

بهتر است تا سلامتی هست خوشحالی کنیم و برای تک تک ثانیه هایش جشن بگیریم

برچسب: داستان,عیددیدنی,امثال, نویسنده: نوید جلالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی